تبليغاتX
درد دلهای یک شهرستانی

درد دلهای یک شهرستانی

دشت میناب

 


 

شهر اشکانی در دشت میناب هرمزگان کشف شد  

    گروهی از باستان شناسان ایران و انگلیس که مشغول مطالعه برخی محوطه های باستانی در دشت میناب بودند متوجه شهری به جای‌مانده از دوره اشکانی شدند.

    باستان‌شناسان ایرانی و انگلیسی، در بررسی‌های خود در دشت میناب هرمزگان، یک شهر اشکانی کشف کردند. این شهر تا‌کنون از دید باستان‌شناسان دور مانده بود.

    «علیرضا خسرو‌زاده» سرپرست ایرانی تیم مشترک باستان‌شناسان ایران و انگلیس گفت: «در بررسی‌هایی که روی دشت میناب انجام دادیم، به محوطه‌ای بسیار بزرگ و وسیع برخورد کردیم که شهری متعلق به دوره اشکانی است.»

    وی با اشاره به اینکه این محوطه تا‌کنون از دید باستان‌شناسانی که در این منطقه کار کرده بودند دور مانده بود،گفت: « هیات باستان‌شناسی ایران و انگلیس که قصد داشتند محوطه‌های باستانی در دشت میناب را که قبلا شناسایی شده بود، بازنگری کنند که تصادفا به این محوطه اشکانی برخورد کردند.

    به همین دلیل تا‌کنون هیچ گونه کار کاوش و حفاری روی این محوطه انجام نشده و باید مقدمات لازم را برای تعیین حریم و کاوش و حفاری این محوطه انجام داد.»

    در حال حاضر باستان‌شناسان مشغول مطالعه و بررسی‌های سطحی روی این شهر اشکانی هستند. به گفته خسرو‌زاده برنامه کاوش و پژوهش روی این محوطه باستانی به زودی به پژوهشکده باستان شناسی کشور ارایه می‌شود.

    در دهه‌های گذشته «ویلیامسون» باستان‌شناس انگلیسی نیز در جنوب ایران روی محوطه های پیش از تاریخی دشت میناب عملیات بررسی و شناسایی انجام داده بود. او در کتاب های خود به محوطه‌های باستانی دشت میناب اشاره کرده است و نتایج حاصل از شناسایی آنها را مورد بررسی قرار داد.

    در دور جدید کاوش و بررسی در دشت میناب دو تن از باستان‌شناسان انگلیسی از دانشگاه «دورهام» به دنبال بررسی اطلاعات داده شده در کتاب های «ویلیامسون» بودند. تیم باستان‌شناسی ایران و انگلیسی کار خود را از 17 فرودین ماه سال جاری آغاز کرده و با پایان فروردین ماه، به کار خود پایان دادند.

    سال گذشته هم باستان‌شناسان ایران در آخرین کاوش‌های خود در دشت میناب قدمت این دشت را به صد هزار سال تخمین زدند، که نشان می‌دهد این محوطه از دوران پیش از تاریخ و تا دوران اسلامی آثاری را در خود جای داده است.

    دشت میناب یکی از بزرگترین دشت‌های استان هرمزگان است که محوطه باستانی بسیار زیادی را در خود جای داده است. این محوطه بیش از صد هزار سال عمر دارد و انسان‌ها در دوره‌های باستانی و تاریخی متعددی روی این دشت زندگی کرده‌اند. قرار است گروه باستان‌شناس انگلیسی سال آینده نیز برای ادامه مطالعات مشترک به ایران سفر کنند.




    منبع: خبرگزاری میراث فرهنگی ایران

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 1384/02/31ساعت 11:52 قبل از ظهر  توسط مانی  | 

درست و نادرست

 

    سلام

    اگر من بگم که تخم مرغ آبی رنگه اونوقت شما با من مخالفت می کنین ؟

    اگر من بگم که یک سال پانزده روزه اونوقت چی ؟

    حتی اگر بگم من یه پیامبرم ؟

    منظورم از این حرفا چیه ؟ چی میخوام بگم ؟ شما چی فکر می کنین ؟

********

    میدونین چیه ؟ من فکر میکنم درست بودن یا خطا بودن یه نظر یا یه حرف فقط و فقط به ارائه کننده نظر بستگی داره و بس . یعنی اگر من به این حرفایی که اون بالا زدم اعتقاد داشته باشم و ایمان ٬ اونوقت دیگه برام فرقی نمیکنه که دیگران چی بگن ! برام فرقی نداره که چند نفر با من هم عقیده باشن و یا اصلا کسی منو قبول نداشته باشه .

    من خودم به این حرف ایمان دارم و این موضوع رو نمی تونم قبول کنم که یه آدم با فهم پایین و اطلاعات کم به خاطر نادانیش سرزنش بشه .

    یه نفر رو می شناسم که میگه خورشید بزرگترین شیء دنیاست و همه چیز دنیا نورشون رو از خورشید میگیرن و هیچ چیز دیگه ای نور نداره و ستاره ها هم مثل ماه هستند . درسته که توی غلط بودن این ادعا برای من هیچ شکی وجود نداره ٬ اما وقتی به اون توضیح دادم و نپذیرفت اونوقت من حرفش رو قبول کردم . یعنی از این به بعد زمانی که کنار او ایستادم ٬ این موضوع رو قبول دارم که خورشید بزرگترین شیء دنیاست .

    حالا منظورم رو میخوام روشن تر بهتون بگم :

    من اعتقادات تمام مردم دنیا رو قبول دارم و نمی تونم هیچ کدوم از اونا رو انکار کنم چون من هم اعتقاداتی دارم و کسانی هستند که منو میتونن قانع کنن که دارم اشتباه میکنم . چی شد ؟ :

    به نظر من هرکسی تو دنیا یه اعتقادی داره و اون ایمانی که تو وجودش رسوخ کرده شاید اصلا قابل تغییر نباشه و اگر کسی بخواد اونو از اعتقاداتش جدا کنه نمی تونه و حتی ممکنه خودش هم به اون حرفا ایمان بیاره . این موضوع می تونه برعکس هم اتفاق بیفته . پس بطور کلی همه مردم دنیا حرفایی که می زنن درسته و هیچ اشتباهی نمیکنن ! همه مردم دنیا یه موجود ناب و بکر هستند . تک تک اونا ٬ هر انسانی که بوجود اومده و از بین رفته و اونایی که الان هستن و کسایی که بعدا خواهند بود همه و همه موجوداتی هستند بی نقص و بکر . حتی کسی که فلج به دنیا میاد و زندگی نباتی میکنه ٬ اون هم یه موجود کامل و بی نقصه چون همینطور بوجود اومده و من این موضوع رو قبول ندارم که اون ناقصه . اون برای تو ناقصه چون با وتو فرق داره ولی این رو بدون که برای خودش کامله و اگر تو وجود نداشتی اونوقت نمی تونستی اون رو یه آدم ناقص بودنی . همینطور که اگر بهش فکر کنی از دیدگاه تو آدم کاملتر از تو هم وجود داره اما اون هم نمی تونه ادعا کنه که تو ناقصی چون اون در حد وجود خودش قرار داره و تو در حد و اندازه وجود خودت . و من به این موضوع ایمان دارم و اگر کسی دوست داره دربارش باهام حرف بزنه برام کامنت بذاره . من نظر شما رو هم میخوام بدونم .

    وای خدا نمیدونم چطور بگم که براتون روشن بشه ؟ !!!

    در هر صورت من منتظر حرفای شما هستم .

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 1384/02/30ساعت 9:14 بعد از ظهر  توسط مانی  | 

 

 

    سلام .

    این وبلاگ جدید منه . چیزی شبیه به کوچ صورت گرفت تا این وبلاگ بنام « درد دلهای یک شهرستانی » و به نام من ـ  mani2000  ـ  ثبت شد .

    نمیخوام بگم پشیمونم که اومدم اینجا ولی واجبه که بگم : کوچ از خانه مادری همیشه و برای همه سخت بوده و هست . پرشین بلاگ هم برای من حکم محله مادری و وبلاگ قدیمیم مانند خونه خاطره هاست . جایی که ورودم به دنیای اینترنت با اون بود و من هنوز چت کردن رو بلد نبودم که یک وبلاگ منو با دوستای خوبی آشنا کرد و دنیایی رو پیش روم گذاشت که حالا دیگه دل کندن ازش مثل دل کندن از غذاست .

    بدونین که تو این وبلاگ هم همون خذعبلات نوشته خواهد شد که اونجا نوشته میشد . شمایی که منو میشناسین میدونین که چه آدم گندی هستم و از چه چیزایی می نویسم ولی آهای کسانی که به من ایمان نیاورده اید بدانید و آگاه باشید که من یک پیامبرم .

حالا هرکی دوست داره بمونه و اونی که دوست نداره هم تو رو خدا بمونه .

    آدرس وبلاگ قبلیم رو هم بدونین بد نیست و من هم اصلا قصد ندارم اونو حذف کنم پس :  www.mani2000.persianblog.com  رو هم از یاد نبرید چون پرونده من اونجاست و هر چی میخواین بدونین توش نوشته شده . درضمن آرشیو اون صفحه هم چیز بدی برای سرگرمی شما و ضایع شدن من نیست . در هر صورت من از دیدن شما خوشحال میشم ٬ چه اینجا و چه توی خونه قبلیم . به امید دیدار .

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/02/20ساعت 11:9 قبل از ظهر  توسط مانی  |