منو دعا کنین !
سلام
ریسک دیگه ای کردم ! نمیدونم آخر و عالقبتش چی میشه ولی مطمئنم وضعم از این که هست بدتر نمیشه ! نمیخوام ناشکری کنم اما سال ۸۴ برام سال بدی بود. شکست عشقی از یک طرف و ورشکست شدن اون هم دوبار از طرف دیگه منو خیلی داغون کرده!
میخوام با همه اون اشتباه ها و بی برنامگی ها خداحافظی کنم و سال ۸۵ رو موفقترین سال زندگیم بکنم . می دونم که خیلی مشکله آخه گره های باز نشده زیادی مونده که من هنوز باهاشون دست و پنجه نرم میکنم. اما خدا رو چه دیدی ؟ شاید این تصمیم آخری بهترین تصمیم ممکن باشه که من با وسواس زیاد انتخابش کردم.
چند دقیقه پیش از آخرین جایی که توش کار میکردم بیرون اومدم و حسابم رو کاملا تسویه کردم تا دیگه حوس برگشتن به سرم نزنه و به کار جدیدم که در حقیقت درست مثل همونه بچسبم . همین که پام رو از شرکت گذاشتم بیرون به خودم گفتم : « خداحافظ ! شکست » ! و از امروز تمام تلاشم رو برای بهترین زندگی در بهترین شرایط می کنم !!
می دونین چیه ؟ من گرافیستم ! میشه گفت هنرمندم ! همیشه و در همه حالت به هنرم وفادار موندم و احتمالا دلیل بعضی از ناکامی هام همین بوده . آخه تو کشور خودمون ایران هرکی بخواد هنر رو وسیله کارش قرار بده باید از بیشتر چیزایی که به اصطلاح باعث موفقیت میشن دست بکشه ! مثل پول ٬ جایگاه اجتماعی ٬ زندگی راحت ٬ ماشین ٬ خونه و ... و من هم مثل بقیه هنرمندا باید همیشه کلاهم توی اقتصاد پس معرکه باشه !
من اعتقادم ظعیفه اما به دعا سخت اعتقاد دارم ! میخوام برام دعا کنین !!
