تبليغاتX
درد دلهای یک شهرستانی

درد دلهای یک شهرستانی

   

سلام

    امروز روزی بود که ما ایرانی ها بخاطر بدست آوردن چرخه کامل سوخت هسته ای مثلا جشن گرفته ایم . امروز بعد از ۲۳ سال از گذشت پیروزی انقلاب اسلامی و گذشت بیش از ۷ هزار سال تمدن ایرانیان ما مغروریم که یک چیز جدید برای عرضه داریم و همه دنیا می تونن به حالمون قبطه بخورن . نظرتون در این مورد چیه ؟ فکر می کنین با این پیشرفت که ما رو جزو هشت کشور برتر در این مورد میکنه باید چیکار کرد ؟ خوشحال باشیم که بعد از این همه بدبختی و جنگ و فلاکت و تحریم ارزشش رو داشت ؟

    میخوام یه نگاهی به آمار پایین بکنین تا غرورتون کامل بشه و اگر یه مقدار تجزیه و تحلیل کنین می بینین که دست یابی به چرخه سوخت هسته ای با این همه مکافات در برابر توانایی های خدادادی ایران چیزی نزدیک به صفر محسوب میشه اما سیاستمدارای ما اون رو اونقدر بزرگ جلوه میدن که انگار دنیا رو فتح کردن . اگر درصد کوچکی از این منابع خدادادی رو بطور درست و بدون واسطه سودجوی خارجی و دستای خائن داخلی استخراج کنن و خرج مردم ایران بکنن ثواب بس عظیمی کردن و بعد از این همه سال اینقدر مغرور نمی شدن . گرچه سوخت فسیلی تموم میشه اما یادتون نره که ثروتهایی که توی این زمین پر برکت هست مال خود ما ایرانی هاست و باید سودش هم به ما برسه !...

----------------------------------

    معادن مهم ایران عبارتست از: نفت و گاز. ایران، دومین ذخایر نفتی جهان، یازده در صد ذخایر ثابت شده نفتی زمین معادل ۱۳۰ میلیارد بشکه، و نیز دومین ذخایر گازی جهان، هجده در صد ذخایر ثابت شده گاز زمین، معادل ۲۶ تریلیون متر مکعب را در اختیار خود دارد. مهمترین منطقه‌های نفتی این کشور مسجد سلیمان، هفتگل، گچساران، آغاجاری و شاه آباد (غرب) است.همچنین دریای مازندران نیز اندوخته نفتی بسیاری را در خود نهفته است. نفت قم نیز در حال استخراج است. بیشترین معادن در حال بهره برداری در استان خراسان وجود دارد.

    دیگر معادن مهم کشور عبارتند از: معادن ذغال سنگ، کانیهای فلزی: طلا، منگنز، کرومیت، مس، سرب، روی، نیکل، کبالت، نقره، معدنی شیمیایی: گوگود، نمک، سنگهای تزئینی، شن و ماسه و اورانیوم.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/01/23ساعت 11:27 بعد از ظهر  توسط مانی  | 

امروز

 

    سلام .

    امروز دومین باریه که میام. صبحی نشد عقده هام رو خالی کنم . منی که عادت دارم همه عقده هام رو تو وبلاگ بریزم یه مدتیه که دارن ته نشین میشن و رو دلم سنگینی می کنن !

    گرچه توی موقعیت روحی خوبی قرار دارم و با خودسازی تونستم خودم رو  تا حالا نگه دارم اما وقتی یه کم واقع بینانه اطرافم رو نگاه می کنم می بینم چیزی برای خوشحالی و بی خیالی وجود نداره بلکه برعکس همه چیز بر علیه من شوریده و من الکی خوش دارم خودم رو گول میزنم . وقتی دیشب یکی از طلبکارام زنگ زده بود و بهم گفتن یهو انگار آب سرد سرم بریزن از جا پریدم و شکه شدم ...  با خودم گفتم امروز ! روز تولد من از صبح تا شب سر کار بودم و هیچ کس حتی به من سر هم نزد و موقع برگشتن به خونه خبرای جالب یکی پس از دیگری ( مرگ یکی از آشنایان ) بهم میرسه .

    من خوش خیال رو باش که می گفتم حالا که تلفن همراهم قطعه و من هم اومدم خونه و کارم رو عوض کردم دیگه کسی منو پیدا نمیکنه ! به خدا قسم این جریانات برای فرار از دست طلبکارام نبود بلکه فراری بود از خودم به خودم بود . از اون وضع فجیع زندگی تو شهر دور از خونه و زندگی و کاری که آینده ای نداشت و روزایی که درست مثل هم بدون . حالا من هنوز امیدوارم و خدا رو شکر می کنم برای این همه نعمت که بهم داده و ازش میخوام کمکم کنه تا مشکلاتم حل بشه . نمیدونم دیگه باید چقدر شکست بخورم و چقدر آزمایش بشم تا نوبت خوشی من برسه . اما میدونم که من هم آدم تقریبا تنبلی هستم.  این رو اقرار می کنم اما چه میشه کرد . میدونم که از خیلی ها بیشتر زحمت می کشم اما اون خیلی ها از من موفق ترن و بزرگترین دلیلش هم پول پدر و پارتی اونا بوده .

    سرتون رو به در آوردم . بازم میگم برام دعا کنین !!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/01/22ساعت 12:19 بعد از ظهر  توسط مانی  |