آخرین بازی
وقتشه ٬ وقتشه رفتن وقتشه
وقتشه ٬ از تو گذشتن وقتشه
فرصت تولد دوباره نیست
مردن دوباره من وقتشه
دیگه دیره واسه گفتن
این کلام آخرینه
فرصت زجه نمونده
لحظه های واپسینه
دیگه با عاطفه دشمن
واسه دلتنگی رفیقم !
توی شط سرخ نفرت
بی صداترین غریقم !
من عروسک کدوم بازی وحشت
من صدای زخمی کدوم تبارم ؟
که مث تولد فاجعه سردم ؟
که مث حادثه آرامش ندارم ؟
سرد و ساده و شکسته
آینه قدیمی ام من
با چراغ و گل غریبه
با غبار صمیمی ام من
میمونم زیر حجوم سنگی آوار کینه
واسه بازیچه نبودن آخرین بازی همینه !
