برای تولدت ...
![]()
برای تولدت...
يك نفر هست
كه بي بهانه گريه مي كند
تا اشك هاش برسد بر گونه هاي خيس تو
اشك من
خيسي چشمانم
باران مي آيد ؟
يا نه ، بغض فرو نخورده با تلنگر چشمان
هديه اي است تا باور كني يك نفر هست
كه هنوز شب هاش خواب همان ديروز ها را مي بيند
...
تا پيچيده نشود قسمت زندگيش
براي من
و لبخندش با گل هاي روسريش ست مي شود
كه گل و لبخند
و رنگ قرمز گونه هاش همان شب های پرخاطره بی خاطره را خاطرم بياورد
...
يك نفر هست
كه بي آسمان چشمان تو
هواي كدام سرزمين را نفس بكشد
و پرنده هاش بال سپيد خود را كجا
به نمايش انديشه ها بگذارند
همه شعر هام
با واژه هاي اسم تو نفس مي كشند
و انديشه
زبان خامي است كه با چشمان تو ...
تو
پخته ميشود
يك نفر هست...
همیشه یه نفر هست ...
