بازم من ، بازم تو،
باز از نو ، روي يک خط و يک جا و با هم
تو اونجا و من اينجا دو نزديک و نزديکيم اما دوريم از هم
نه تو حرف من ، نه من حرف تو مي خوني و مي خونم
نه تو قصد من نه من قصد تو مي دوني و مي دونم
نبودت يک درده بودنت يک درده
شدم واسه غصه يه اجير و برده
نه تو من و مي فهمي
نه يک روح و رحمي
بگو عاشقي برگرده
کي ميگه عشق عذابه
کي ميگه خوشي تو خوابه
چرا نمي خواي بفهمي که حال و روزم خرابه
ديگه بسه بازي ، نمي خواي بسازي
دلم عاشقي بي تابه
